معين الدين محمد زمچى اسفزارى
مقدمه 21
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
هرات بوده و مجموعه بزرگى از آثار منظوم و منثور و هنرى و محصولات ادبى اين دوره هم اكنون موجود و در دسترس ما مىباشد . اما مع الوصف نظم و نثر فارسى درين عصر باخرين درجات انحطاط و فساد رسيده بود ، زيرا منشيان اين دوره زبان پارسى را بازيچه فضيلتنمائى خويش ساخته و آنقدر اين زبان شيرين را با كلمات ، اصطلاحات ، امثال ، و عبارات عربى و لغات مغولى آميختهاند كه چهرهء زيبا و آهنگ موزون و نواى دلكش آن را - كه در پايان قرن ششم به بلندترين مراحل تكامل رسيده بود - به صورت يك معجون مهوع و گوش خراش و ناموزون بدر آورده بودهاند ، چنان كه آثار : حافظ ابرو ، و صاف الحضرة ، معين الدين فراهى ، كاشفى و غيره گواه اين مطلب مىباشد . مع الوصف جاى بسى شگفتى است كه اسفزارى در يك چنين مكتب ادبى و با چنان همكاران اين كتاب را با نثر و انشائى بسيار ساده و به كلى عارى از تكلفات و تصنعات منشيانه نوشته است . در حالى كه آنچه از آثار قلمى اساتيد آنعصر اكنون باقى است تماما مصنوع و متكلفانه است ، و بعقيدهء من آنها را ( ملمع ) - يعنى مخلوط از عربى و فارسى - نام دادن شايستهتر است تا ( نثر فارسى ) . اسفزارى خود نيز در ديباچه به اين نكته اشاره نموده ميگويد : « تصنيفى ساخته آيد و تاليفى پرداخته گردد از تكلف اغراق عبارات خالى و از تصنع اغلاق استعارات عارى . . . . و برحسب مطاوعت امر و متابعت فرمان بتحرير اين اوراق اقدام نمود ، و بموجب فرموده كتابى اتمام يافت صفحه عذار الفاظش از خطوخال تكلف بسادگى ممتاز ، و جمال چهرهء بيانش از دستكارى مشاطه و پايمردى دلاله بىنياز ، عارض خطوطش از عوارض رنگآميزى غازه صنايع دور ، و ابروى حروفش از تعرض آلايش وسمه رعونت مسطور . ع : برنگ و بوى و خال و خط چه حاجت روى زيبا را . ترصيعات كلامش از كسوت تصنع معرا ، و تجنيسات بيانش از وصمت ترقع مبرا ، تا استفاده آن عالم و عامى را يكسان ، و استفاضه آن مبتدى و منتهى را آسان ، بيت : عروسى را كه برقع كردهام باز * ندارد وسمه بر ابروى طناز »